تبليغاتX
سه دست


امروز رفته بودیم فوتبال یهو به یکی از موبایل ها که توی جیب شلوار آ ویزون به جالباسی بود اس ام اس اومد که یهو یکی از بچه ها که کنار شلوار نشسته بود اشتباهاْ صدا زد: فلانی بیا برای شلوارت اس ام اس اومد!

***

 دوست قدیمی پسر همسایه سابقمون که میشه برادر خواهر یکی از آشناهای دور ما... اصلا ول کنید قاطی شد. یه بابایی قراره به زودی ازدواج کنه(بابای اونجوری نه ها که بخواد ازدواج دوم کنه! منظورم یه یاروییه!) اسم خانم آینده اش حکیمه است! قرار شده حتما توی کارت های عروسی از کلمه دوشیزه استفاده کنن!

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 20 توسط بهمن مهران |