تبليغاتX
سه دست


دل گرفته!

نمی دونم چرا چند روز هست که دلم گرفته! حتی حال حرف زدن هم ندارم!الان داشتم عکس های یادگاریمو نگاه می کردم ناخوآگاه اشکم در اومد!مخصوصا وقتی به این عکس ها رسیدم!
 
 
 
اون کاغذ بزرگی که دست مونه شماره ی ۴ ستون آزاده! اون پیکان قرمز پشت سرمون همماشین قبلی شوهر خواهرمه که  ستون آزاد رو  باهاش حمل می کردیم! مکان هم راه آهن مشهده!زمان هم بعد برنامه ی فوتبالیه که سالهاست با بچه ها داشتیم و الان گاهی داریم البته در یک محل دیگه!
 
فقط می تونم بگم یادش بخیر...
 
+ نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 17 توسط محمدرضا.ح |