
آخر و عاقبت دستي كشيدن!



كجا گيـــر مِدَن !؟؟
عكس از دبليو هفتصد بهمن مهران مي باشد!
راست می ری میگن فلان جای نشریه اینجوریه، كج مي ري مي گن شما مقاصد سياسي دارين، هيچ جا نمي ري ميگن حتما دارن يه نقشه اي مي كشن! خداييش آخر بستر سازي فرهنگي هستن اينا!

عدد بی پایان زندگی...


اقسام النشریات! یا مانیفست خـ(...)ت!
اصولا سه جور نشريه دانشجويي داريم كه اگر جزو اين سه دسته نباشن به مرور جزو يكيشون قرار مي گيرن:
1-اونايي كه فكر مي كنن توي نشريات خدا تومن پول ريخته و خلاصه كار نازك و پول كلفت! ميرن مجوز مي گيرين، ولي دو سه شماره كه چاپ مي كنن و با دخل و خرجش آشنا مي شن مي فهمن براي كسب درآمد خيلي خـ(...)ته كه اين كار رو دنبال كنن! چه بهتر كه وقتشون رو صرف كار پردرآمد تري بكنن.
2- اونايي كه عاشق نوشتن و كار فرهنگي و جلسه گذاشتن هستن و خيلي منطقي فكر مي كنن و دموكراتيك عمل مي كنن و براي برداشتن يك ويرگول هم جلسه مي گذارن! اينا دست آخر به خاطر اينكه هميشه دنبال منطق و دموكراسي و از اين جور خزئبلات مي گردن با خودشون يا دانشگاه اختلاف پيدا مي كنن و چون بحث مالي هم مطرح نيست نخود نخود هر كي رود خانه خود!

آدم

اما واقعاً نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت، مغرور باشم يا سر به زير، سور بدم يا حلوا، حال كنم يا دچار يأس فلسفي بشم... تو اين ۱۶ سال ازش خواستم كه بشم مهندس اماحالا مي فهمم اون اونقدر بزرگه كه نبايد چيزهاي كوچيك ازش بخوام، شايد اين ماه رمضان فرصتي باشه ازش بخوام اگه لايقش هستم " آدم " بشم، درست اونطوري كه اون دوست داره.
تن آدمي شريف است به جان آدميت نه همين لباس زيباست نشان آدميت
اگرآدمي به چشم است ودهان وگوش وبيني چه ميان نقش ديوار و ميان آدميت
مگر آدمي نبودي كه اسير ديو ماندي كه فرشته ره ندارد به جهان آدميت

به شکوفه ها(!) به باران(!) برسان سلام ما را
* * *
جاتون خالی دیشب هم در منزل پدربزرگمان مجلس سورچرانی و دامادی برقرار بود... این رو گذاشتم که مطمئن بشید در قرن ۲۱ و جایی که ماهواره ها در فضا چه ها که نمی کنند(استغفرا...!) هنوز رسم و رسوم خودمون یه صفای دیگه ای داره! وای... اون زیر سیخ های جوجه کباب عجب روغن ملسی داشت!


بفرمایید کیس - نوشابه!

یکی از دوستام كه احساس مي كرد اطلاعاتش درباره كامپيوتر دچار فوران زدگي شده می پرسید: شما که مهندسی کامپیوتر می خونین، موضوع پروژتون چيه؟
من هم گفتم: نقش كيبورد در توسعه كامپيوتر!
حالا اين عكس هم يه چيزي تو همون مايه هاست! نقش كيس - نوشابه در توسعه كامپيوتر يا مثلا اولين بقچه ي هوشمند به دست مهندسان توانمند وطني ساخته شد!

کتَی تو خونه ما!

كلاً از جك جونور خوشم نمي ياد! مخصوصا كه براي گرفتن عكس از يك خزه ي متحرك(!) و تنبل مجبور باشی دو متر از زمین ارتفاع بگیری!
به تيكه كلام های بهمن هم آلرژي دارم... "حرفه ايش اينه" ... "موافقي كه" ... "ناحقي" ..."ويندوز ملنيوم"... "اكران عمومي!" ...
امروز هم روز جوان بود... خدایی خودمون هم به خودمون تبریک نگیم که انگار نه انگار... کادویی... هدیه ای... فروش ویژه ایرانسلی... الحق که ناحقی میشه در حق ما!

بزرگترين معضل جامعه
* * *
نمیشه کتمان کرد که ترتیب اسامی بعد از مسأله انتخاب نام بزرگترین معضل جامعه ي سه دستی محسوب میشه!
* * *
با اين قالبي كه گذاشتم خيلي حال نكردم... ولي كو حوصله كه بري واسه دغدغه هاي ذهن پريشان سه دست، دنبال قالب و كليشه بگردي... همينجوري تراوشات رو مي ريزيم در طبق بلاگفا!
